غلامرضا امیری، کارشناس برنامهریزی و توسعه در یادداشتی نوشت: ثبت جهانی مجموعه تاریخی قلعههای الموت در فهرست میراث جهانی یونسکو، بار دیگر این حقیقت انکارناپذیر را پیش روی مدیران، سیاستگذاران و افکار عمومی قرار داد که میراثفرهنگی، فقط بازماندهای از گذشته نیست، بلکه بخشی از سرمایه تمدنی، هویتی و حتی توسعهای هر سرزمین بهشمار میرود.
این رخداد، اگرچه بهحق مایه مباهات ملی است، اما در عین حال باید ما را متوجه مسئولیتی مهمتر نیز بکند؛ اینکه در کنار پاسداشت آثار شناخته شده، نسبت به شناسایی، حفاظت و احیای میراثهای کمتر دیدهشده اما واجد ارزشهای ممتاز نیز حساس، مسئول و مطالبهگر باشیم.
در همین چارچوب، «قلعه یورغون» واقع در ارتفاعات مشرف به روستاهای علیآباد و گوشه در بخش مرکزی شهرستان لردگان، یکی از مصادیق روشن میراثی است که علیرغم برخورداری از قابلیتهای کمنظیر تاریخی، طبیعی و گردشگری، هنوز آنگونه که شایسته است در کانون توجه و اقدام مؤثر متولیان امر قرار نگرفته و این در حالی است که ویژگیهای خاص توپوگرافی محل استقرار آن، اشراف کامل بر محیط پیرامونی، ساختار مستحکم طبیعی و دشواری دسترسی، از این محوطه دژی ممتاز و کمنظیر ساخته است؛ ظرفیتی که از حیث قابلیتهای دفاعی و جایگاه استراتژیک، بهدرستی میتواند در زمره مواریث شاخص منطقهای و حتی فرامنطقهای مورد مطالعه، حفاظت و معرفی قرار گیرد.
بر فراز این ارتفاعات، قلعه یورغون تنها مجموعهای از سنگ و پی و بقایای خاموش گذشته نیست؛ این اثر، روایتی زنده از پیوند تاریخ، جغرافیا و زیستبوم زاگرس است.
همنشینی این محوطه با پوشش ارزشمند بلوط، بادام کوهی و سایر گونههای بومی، بر غنای طبیعی آن افزوده و ظرفیتی ممتاز برای شکلگیری یک مقصد ترکیبی تاریخی- طبیعتگردی پدید آورده است.
به بیان روشنتر، ما با یک ظرفیت منفرد مواجه نیستیم، بلکه با یک منظومه ارزشمند از هویت تاریخی، منظر طبیعی و امکان توسعه گردشگری روبهرو هستیم که میتواند به یکی از کانونهای مهم جذب گردشگر و بازتعریف جایگاه فرهنگی لردگان بدل شود.
با این وصف، آنچه موجب مطالبهگری جدی است، وضعیت نامطلوب صیانت از این اثر ارزشمند است.
گزارشهای موجود و شواهد میدانی نشان میدهد که قلعه یورغون، در سالهای اخیر، نهتنها از نظام مؤثر حفاظتی برخوردار نبوده، بلکه بهدلیل بیتوجهی و فقدان مراقبت کافی، در معرض تعرض مستمر سوداگران زیرخاکی و حفاران غیرمجاز قرار گرفته است.
بخش قابلتوجهی از آثار، پیها و شواهد معماری این محوطه، نه بر اثر استهلاک طبیعی زمان، بلکه در نتیجه حفاریهای غیرقانونی و تخریبهای انسانی آسیب دیده یا از میان رفته است.
این وضع، تنها یک خسارت موضعی نیست؛ بلکه نوعی اتلاف سرمایه تاریخی و فرهنگی است که جبران آن، در بسیاری از موارد، از ریشه ممکن نخواهد بود.
باید با صراحت گفت که تداوم این روند، به هیچوجه با الزامات قانونی و انتظارات بهحق افکار عمومی سازگار نیست.
میراثفرهنگی، حوزهای نیست که بتوان در قبال آن با ملاحظهکاریهای اداری، تأخیرهای غیرموجه یا اقدامات حداقلی مواجه شد، هر روز تأخیر در صیانت مؤثر از چنین محوطههایی، بهمعنای از دست رفتن بخشی از حافظه تاریخی این سرزمین است.
اهمیت موضوع زمانی دوچندان میشود که به موقعیت ممتاز ارتباطی این محوطه توجه کنیم.
مجاورت و نزدیکی قلعه یورغون با کریدور اصفهان- چهارمحال و بختیاری- خوزستان، که روزانه حجم بالایی از تردد خودرو در آن جریان دارد، ظرفیتی استثنایی برای تبدیل این اثر به یکی از پاخورهای مهم گردشگری منطقه فراهم کرده است.
در شرایطی که بسیاری از مناطق کشور برای خلق یا تقویت جاذبههای سفر، نیازمند صرف منابع قابلتوجه هستند، در اینجا مزیت مکانی، مزیت تاریخی و مزیت طبیعی بهصورت توأمان وجود دارد.
اگر این ظرفیت با رویکردی برنامهمحور و کارشناسی فعال شود، میتواند در کنار سایر مواریث فاخر شهرستان لردگان، از جمله تپه باستانی قلعه گِلی، سایت شهر سوخته، محوطه تاریخی چشمه برم، بنای چارطاقی و غیره، یک محور گردشگری ممتاز و هویتساز را در جنوب استان چهارمحال و بختیاری شکل دهد.
چنین ظرفیتی، فقط یک فرصت فرهنگی نیست؛ بلکه یک امکان روشن برای توسعه محلی، ارتقای نرخ ماندگاری مسافر، رونق کسبوکارهای خرد، تقویت اقتصاد بومی و ایجاد اشتغال پایدار است.
در ادبیات توسعه، بهویژه در رویکردهای عدالتمحور و مبتنی بر مزیتهای سرزمینی، بیتوجهی به چنین ظرفیتهایی بهمنزله نادیدهگرفتن فرصتهای واقعی پیشرفت منطقهای است.
از این منظر، حفاظت از قلعه یورغون تنها یک اقدام فرهنگی نیست؛ بلکه یک ضرورت توسعهای است.
تجربه آثاری همچون الموت نیز بهخوبی نشان داده است که هیچ میراثی بدون برنامه، پیگیری مستمر، مستندسازی علمی، تعیین عرصه و حریم، حفاظت میدانی، مرمت اصولی و مشارکت نهادهای مسئول، به جایگاه شایسته خود نمیرسد.
ارزش ذاتی یک اثر تاریخی، شرط لازم است، اما شرط کافی نیست، آنچه میراث را از معرض تهدید به جایگاه اعتبار میرساند، وجود اراده مدیریتی، مسئولیتپذیری نهادی و نگاه بلندمدت است.
بر همین اساس، قلعه یورغون نیازمند آن است که از وضعیت مهجور و رهاشده خارج و در اولویت برنامههای حفاظتی، پژوهشی و معرفی گردشگری قرار گیرد.
انتظار حداقلی و در عین حال منطقی آن است که ادارهکل میراثفرهنگی، گردشگری و صنایعدستی چهارمحال و بختیاری، نسبت به بازنگری در وضعیت موجود این محوطه، تکمیل مستندات ثبتی، تعیین دقیق عرصه و حریم، استقرار حفاظت مؤثر، جلوگیری از حفاریهای غیرمجاز، انجام مطالعات باستانشناختی و طراحی برنامه احیاء و معرفی آن اقدام کند.
همچنین ضروری است این موضوع از سطح برخوردهای مقطعی و مناسبتمحور فراتر رفته و در قالب یک برنامه مشخص، زمانبندیشده و قابل ارزیابی دنبال شود.
روشن است که در این مسیر، فرمانداری، بخشداری، شوراهای محلی، رسانهها، دانشگاهیان، فعالان اجتماعی و جوامع بومی نیز میتوانند و باید نقشآفرین باشند.
نکته اساسی آن است که میراثفرهنگی، زمانی به دارایی پایدار عمومی تبدیل میشود که جامعه محلی خود را در آن سهیم و مسئول بداند.
از اینرو، هرگونه برنامه حفاظت و احیاء برای قلعه یورغون باید با جلب مشارکت مردم، آگاهسازی جوامع محلی و تبدیل آنان به نخستین حافظان این موهبت تاریخی همراه باشد.
تجربه ثابت کرده است که حفاظت پایدار، فقط از مسیر ابلاغ اداری حاصل نمیشود، بلکه نیازمند پیوند میان حاکمیت محلی، نهادهای تخصصی و سرمایه اجتماعی منطقه است.
امروز مسئله، تنها ابراز نگرانی نسبت به یک محوطه تاریخی نیست؛ مسئله، دفاع از حق یک منطقه برای دیدهشدن، صیانت از هویت آن و بهرهگیری عادلانه از ظرفیتهای نهفته آن در مسیر توسعه است.
لردگان و مناطق پیرامونی آن، واجد ظرفیتهایی هستند که اگر با نگاه برنامهمحور، علمی و مسئولانه مورد توجه قرار گیرند، میتوانند به کانونهای مؤثر گردشگری فرهنگی و طبیعی استان چهارمحال و بختیاری تبدیل شوند، اما این مهم، مستلزم آن است که از بیتفاوتی نسبت به داراییهای تاریخی خود عبور کنیم و به مرحله اقدام برسیم.
قلعه یورغون، امروز بیش از هر زمان دیگر، نیازمند دیدهشدن، جدی گرفتهشدن و صیانت فوری است، فردا ممکن است برای حسرت خوردن بر آنچه از دست رفته، بسیار دیر باشد.
حفاظت از این قلعه، حفاظت از چند سنگ و پی فرسوده نیست؛ صیانت از بخشی از حافظه تاریخی، منزلت فرهنگی و سرمایه تمدنی این سرزمین است.
از همینرو، انتظار میرود متولیان امر، با درک اهمیت موضوع، نسبت به انجام مسئولیت قانونی و حرفهای خود در قبال این اثر ارزشمند اقدام عاجل و مؤثر به عمل آورند و نجات این محوطه تاریخی، نه یک انتخاب تزئینی، بلکه یک ضرورت فرهنگی، تاریخی و توسعهای است.
انتهای پیام/
نظر شما